الشيخ محمد حسين الأعلمي
40
تراجم أعلام النساء
--> - وزنهاى يونان أبدا تصرفى در شؤون خويش نداشتند ومالك بر نفس خود نبودند وهميشه محتاج بيك مردى بودند كه آنها را اداره نمايد ومرد مىتوانست در حياة خويش زنش را به هركدام از دوستانش تقديم كند وزن ناچار از قبول آن بود - تا آنكه مىگويد زن در فرانسويان كوچك وذليل وپست بوده وامر حيات وممات آنها بدست مردان بوده ، واگر قرنهاى گذشته زبانى وبيانى داشتند بشما مىگفتند كه زن در بيچارگى ودرماندگى چه مراحل پيموده ودر روزگارهاى ظلمانى چه رنجها برده است ودر عصر وحشيت ما بين زن وحيوان فرق نمىگذاشت ، وادوار جهالت زن را چيزى از قبيل أثاث البيت ميشمرده هروقت ميخواست آن را دور مىانداخت ومىفروخت ومىبخشيد . ودر بازارها به بهاى معين فروخته ومزاوجت را نوعي از تجارت فرض كرده ودختر را مىفروختند ، وزن را اجاره مىنمودند ، وأغلب از پدران وبرادران وشوهران با زن ودختر معامله حشرات مىكردند حتى بكشتن أو وزندهبهگور مىكردند چنانچه در قرآن شريف خبر داد : وَإِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ وهرگاه براي مردى دخترى به عرصه وجود مىآمد از كثرت حيا وخجالت نمىتوانست كه در حلقه مردان بظهور وبروز آيد گويا گناهى بزرگ كرده كه از براي أو دختر شده وخداوند از حال آنها خبر داده فرموده وَإِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ . وحكماى يونان با كمال سادگى زن را بلاى عالم ميخواندند - وأفلاطون كه در اصطلاحات سياسي وأدبى اظهار رأى مىكرد هرگز روا نديد وقت خود را به آزمايش أخلاق وعقل واستعداد زن صرف نمايد - وپس از ظهور دولت اسلام ومشاهده سلوك مردان جاهل با زنان بيچاره ومعاينه آن حالت فلاكت وذلت نظر به اشتدادى كه در تسخير واسترقاق زن در ملل متوحشه بوده اعراب جاهليت را از دختركشى ممانعت فرموده ، ومقام زن وتوصيهء أو را مدام به مردان نموده وقواعد وقوانين محكمهء نهاده كه زن را از كمنامى رهائى بخشيده واز حضيض مذلت باوج عزت برساند . وحدود زن را معين وتكاليف أو را مشخص وبقدر قابليت واستعداد زن أو را متنعم ومتخصص بنعم وخصايصى نمود كه مردان از آن بىبهره وزنان از آن در آسايش ورفاهيت ودر هيئت اجتماعيه بسهولت وآرامى وعزت -